خرید بک لینک
یک عدد سارینا ی خسته هستم.

یه ساعته دارم فک میکنم چرا من بوی عطر جدیدی استشمام میکنم از سوی خودم.بوی یه عطر اشنا....

خب معلومه دیگههه!!!...بوی عطر خاله جانمه.میدونین چجوری؟؟....من امروز ناهار خونه مامانیم بودم.بعد ناهار روی تخت خاله جان روی بالشت خاله جان کمی استراحت نمودم.موهام بوی عطر خاله جان را میدهد.

دلم براش تنگ شده.2هفته ندیدمش.

الان حس اهنگ ساقیا امد...حس کلی اهنگ دیگه هم اومد.

بعدش هم داغ دلم تازه شد که عروسیه خالم فقط 2 ساعت بود و من نتونستم 1 دیقه قشنگ با خالم برقصم.

اخه مهمونا دیر اومدن.و همه چی دیر شرو شد.

داغ دلم تازه شد که 5 ساعت تو ارایشگاه خسته شدم ولی اونجور که دلم میخواست بهم خوش نگذشت.

خیلیاتون دوسداشتین بنویسم درمورد عروسی.نوشتم ولی من وقت نکردم کاملش کنم.

راستی اوندفه خالم میگفت عکساشون حاضر شده.یدونه 70×100 روی بوم واسه اتاقشون.2 تا البوم عکس شد با عکسای اسپرتشون.

من برم حمام.

درسته که خستم ولی باید شیمی 2 رو تست بزنم.

برچسب: @@rowcount,@@fetch_status,@@trancount,@@error,@@identity sql,@@servername,@@version sql,@@a,@@ ruby,@@ meaning, نویسنده: میلاد عباسیان تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 18:47

صفحه بندی