خرید بک لینک

داره صدای اذان میاد....

و من یه بغض عجیبی دارم....

از عظمتت خدایا....

از مهربونیت....

فقط خود خودت از دلم خبر داری.....

انقدر بزرگیت تو این چند وقته برام ثابت شده که هر وقت بهت فکر میکنم اصلا حالم یه جور دیگه میشه...

میدونی,من هییچ وقت فکر نمیکردم خدا انقدر میتونه به بنده هاش نزدیک باشه....

من حست کردم....اونم به صورت خیلی واقعی....

تو این 18 سال فکر نمیکنم هیچ وقت اینقدر حست کرده باشم...حتی اون زمان که چشمم به خونت افتاد هم اصلا اینجوری نبودم....

انگار تازه دارم وجودتو درک میکنم...

بنظرم اینکه فقط بگیم خدا هست به اون صورت معنی پیدا نمیکنه این جمله...

زمانی میتونیم بگیم خدا هست که از ته تهای دلمون,100 درصد قبول داشته باشیم که اگه به جایی رسیدیم که کاری از دست کسی برنمیاد,خدا هست که ساپورتمون کنه و بهمون ارامش بده....

پ.ن=من این عکس نوشته رو خیلیی دوسدارم....حتی با اینکه حال جسمم خوب نیس اما دلم خواست بذارم.

برچسب: نویسنده: میلاد عباسیان تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 1:42

صفحه بندی