
خودمو که نمیتونم گول بزنم,از بس حرص خوردم,از بس به اعصابم فشار اومد که اخرش 2 تا گلمژه ی احمق روی پلک پایین چشم راستم در اومد.
این چند روز یه عالمه اذییت شدم.یه زماناییش از دردش گریم میگرفت.چشم راستم میسوخت.تازه وقتی سیپلوفلوکساسین می ریختن تو چشم,از سوزش زیاد چشمم دلم میخواست گریه کنم.
خوب شده الان خداروشکر ولی پدرمو دراورد.
برچسب:
نویسنده: میلاد عباسیان
طبق روال همیشه,5 شنبه ها بعدازظهر مامان اینا بیرونن... خیلی بی حوصله بودم.اومدم تو حیاط بلکه دلم واشه..
اول رفتم سمت گل رز قرمزم...گوشه حیاط,سمت راست....گلای رزای قرمزم,زیباییش توچشم میزنه...رفتم پیششون,دیدم چه وااای چه بادی میوزه...یه لحظه مثل نسیم میمونه,ملایم,خنک..اما در همون لحظه یهو تند میشه,به طوریکه دسته دسته موهای بازمنو با یه ریتم خاص تو هوا به رقص درمیاره,انگار میخواد پیراهن سفید و نازکمو که بارنگهای ابرنگی و ناموزونش بهش جلوه ی خاصی داده ,از تنم دربیاره و همراه خودش ببره....اینه که م
برچسب:
نویسنده: میلاد عباسیان
چیزی که تو این وبلاگ نویسی ها میشه به وضوح دید اینکه که محبت ها,نگرانی ها,کمک کردن ها....همش درصد خلوصش خیلی بالاست...
بالاتر از شبکه های اجتماعیه....
من عااشقتونممم.....
باتماااااام وجوودم برای تک تکتون ارزوی موفقیت میکنم....
اینجا رو با تمااام خاطراتش میذارم بمونه...
واقعیت اینه که دیگه نمینویسم....
راستش دلم نمیاد اینجارو حذف کنم...
همیشه گوشه ذهنم هستین..
محبتتونو اونقدر محکم به دلم سنجاق کردم که هیچوقت شماهارو یادم نمیره...
میخونمتون....اغلب خاموش..ولی هستم....تا موقعیکه باشید هستم...
منم خوبم.زندگیم روی روال همیشگیشه...
براتون یه دنیا حال خوب ارزو میکنم...
به پایان امد این دفتر...
ولی حکایت زندگیه من هنوز ادامه داره...
برچسب:
نویسنده: میلاد عباسیان
برچسب:
نویسنده: میلاد عباسیان
برچسب:
نویسنده: میلاد عباسیان
گاهی از شدت ناراحتی نمیییتونی واکنش نشون ندی نسبت به رفتاراشون....
گاهی عذاب وجدان خفت میکنه و نمیذاره بخوابی.....
برچسب:
نویسنده: میلاد عباسیان
صبحانه خوردم ...
بعد افتادم به جون اتاقم...
تمام قفسه ها و میزارایشو و اینارو تمییییز کردم...تازه تموم شد...
ساعت نزدیک 9 بود که گوشیمو روشن کردم.دیدم رضی اس ام اس داده و تولدمو پیشاپیش تبریک گفته....عاشقتممم ینی..خیلییی غافلگیر شدم اصن....خدا برام حفظت کنه...
خب الان من اینارو گفتم که بگم یکم یااد بگیرید ازش...
برچسب:
نویسنده: میلاد عباسیان
تو نت خوندم که میشه با فلوراید پلاکو ضد عفونی و تمییز کرد...
منم امتحان کردم.....خیلیی عالی بود....واقعااا تمییز شد...
این عکس حاوی پلاک جانمم که داخل یه ظرف دایره ای شکل جاخوش کرده.ایشون هم فلوراید هستن که خیلی هم خوشرنگه.
برچسب:
نویسنده: میلاد عباسیان
برچسب:
نویسنده: میلاد عباسیان
برچسب:
نویسنده: میلاد عباسیان
برچسب:
نویسنده: میلاد عباسیان

تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم
مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را
مبادا گم کنم اهداف زیبا را
مبادا جا بمانم از قصار موهبت هایت
خداوندا مرا مگذار تنها لحظه ای حتی....
برچسب:
نویسنده: میلاد عباسیان
برچسب:
نویسنده: میلاد عباسیان
برچسب:
نویسنده: میلاد عباسیان
برچسب:
نویسنده: میلاد عباسیان