هوای غروب ملسه..... - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 18:37
طبق روال همیشه,5 شنبه ها بعدازظهر مامان اینا بیرونن... خیلی بی حوصله بودم.اومدم تو حیاط بلکه دلم واشه.. اول رفتم سمت گل رز قرمزم...گوشه حیاط,سمت راست....گلای رزای قرمزم,زیباییش توچشم میزنه...رفتم پیششون,دیدم چه وااای چه بادی میوزه...یه لحظه مثل نسیم میمونه,ملایم,خنک..اما در همون لحظه یهو تند میشه,به
31/1/1396 - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 18:37
الان دیدم این پست که تاریخش برای 31ام فروردینه,ثبت موقت بود.خب دلم نیومد نذارمش= الان دقیقا زمانیه که وقتی در حیاطو باز میکنی و میای که به پله ها نزدیک بشی,بوی درختای بهار نارنج تو حیاط مستت میکنه. تازه یکی از درختا دقیقا پایین پنجره ی اتاق منه. روزا که پنجره ی اتاقمو باز میکنم,عشق میکنم از بوی ب
انتخابات 96 - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 18:37
اینجانب 17 سال و حدودااا 10 ماهه هستم. ینی حدودا 62 روز دیگه به 18 سالگیم مونده و مجاز به رای دادن نمیباشم و برخلاف دیگران درمورد انتخابات سخن خاصی نمیگم. فقط اینکه اگه میتونستم رای بدم,به ر و ح ا ن ی رای میدادم. خب این عقیده ی منه و ممکنه شما یه نظر دیگه ای داشته باشید.پس سعی نکنیم طرفدار کاندید
خدای مهربانم - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 18:37
خدای مهربانم میان تمام تلاطم های این زندگی فقط همین بس که میدانمهستی . . .همیشه . . .همین جا . . .درست در کنار من !♡♡خدای مهربانم♡♡ ● سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۶ ● 15:30 ● sarina
تولدت مبارک.....امیدوارم همیییشه سایت بالای سرمون باشه دوستداشتنی ترین بابای دنیا... - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 18:37
اخییییش.....تمووووممممم شد.از دست مدرسه راااحت شدیممممم...یکی ندونه فک میکنه من یکی از این فراریهای مدرسه هسدم....خخخخخ.. بگم براتون از خودم کههه...ینی دااغون....دااغوناااااا....2شنبه فشارم پایین بود.... اصن تاریخش که همه بهم خورده به کنااار....یکشنبه اصلاااا شبش 2 ساعت هم نتونستم بخوابم...ینی این 4
این روزا هم میگذره... - تاریخ: 1395/8/25 ساعت: 15:04
سلام.... اول بگم از امتحان شیمیمون که خیلی سخت بود.نصف کلاس غایب بودن.چون هم حجمش زیاد بود و هم سخت بود. به معلم گفتیم بیخیال شه امتحان کنسل شه ولی قبول نکرد.بعدش گفت پس کتاب باز.قشنگ متوجه شدیم که یه کلمش هم تو کتاب پیدا نمیشه وگرنه همچین چیزی نمیگفت. بعدش من گفتم خانوم میشه کتاب تست هم باز کنیم.گف...
کلافهای ذهنم - تاریخ: 1395/8/25 ساعت: 15:04
وقتی یه کلاف کاموا,که کمواهاش بهم گره خورده باشن, هرچقد از این طرف و از اون طرف بکشیش بجای اینکه باز بشه بیشتر گره میخوره. هرچی بیشتر اینکارو انجام بدی اونم بیشتر و بیشتر گره میخوره... کلاف های ذهنم بهم گره خورده,هرچی میخوام گره هاشو از هم باز کنم بدتر میشه... تنها اشکام دونه دونه میریزه.... الان دی...
قالب جدید - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 18:47
سلام دوستان... لازانیا رو گذاشتم تو فر..... منتظرم که الارم بده و برم درش بیارم.... امشب تنهام.خیلی حوس لازانیا کرده بودم.درسمو که خوندم سریع درستش کردم.چه کنم که کدبانو هستم. این هفته خیلی پرماجرا بود... و من حوصله ی نوشتن ندارم.... تا لازانیا اماده بشه گفتم بیام قالبو عوض کنم. این قالبو دوس میدارم...
@ـ@ - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 18:47
یک عدد سارینا ی خسته هستم. یه ساعته دارم فک میکنم چرا من بوی عطر جدیدی استشمام میکنم از سوی خودم.بوی یه عطر اشنا.... خب معلومه دیگههه!!!...بوی عطر خاله جانمه.میدونین چجوری؟؟....من امروز ناهار خونه مامانیم بودم.بعد ناهار روی تخت خاله جان روی بالشت خاله جان کمی استراحت نمودم.موهام بوی عطر خاله جان را ...
-ـ- - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 18:47
واااایییی حالم اصلا خوب نیست.دارم میمیرم قشنگ. فردا امتحان شیمی دارم.امتحان قبلیشو که خیلی بد دادم.این امتحان هم 100درصد بدتر از قبلی میدم. اهههه
یکسال گذشت.... - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 13:54
پریشب......کارت دعوتو میگیرم دستم.....بازش میکنم.... بسم تعالی.... بازگذشت همه به سوی اوست.... دست دنیا در میان نالهها رو میشود قصه گویی با سکوت خاک هم خو میشود آن صدایی که درونش قصهها جان میگرفت قصههایی که فقط با عشق پایان میگرفت پیش چشم ما درون خاک پنهان میشود دستهای قصه گو، ای وای، بی جان میشود ق...
^-^ - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 21:14
باید حذف میشد.... همونطور که از اسمش معلوم بود موقت بود.... رونق عهد شباب است دگربستان را میرسد مژده گل بلبل خوش الحان را پ.ن=همینجوری خواستم یه بیت شعر نوشته باشم....
@@ - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 21:14
شعر از من و شاعرانه هايش با تو...عشق از من و عاشقانه هايش با تو...من فاتح قله هاى عشقم اما....از كوه فقط ميانه هايش با تو...تب دارم و مبتلا به عشقی سوزان...آتش كه شدم زبانه هايش با تو...من موج به دريای اميدت گشتم... ساحل شدن و كرانه هايش با تو...حالا كه نهال عشق ما روئيده....من ريشه زدم جوانه هايش ب...
خوب نیستمممم............................ - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 21:14
با مامانم بحثم شد..... سر یه موضوع بیخود.... کلی گریه کردم..... اعصابم خورده.... سرم درد میکنه..... . . . این مداد چشم جدیده چق پرروئه.... این همه گریه کردم...پاک نشده کههه.... همونطور با مقاومت هرچه تمام تر پشت چشمام جاخوش کرده.... پ.ن=همین الان اومد تو اتاقم....دید دارم گریه میکنم.....مامانی خیلیی...
بارانی.... - تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 10:29
نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این ابادی به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی انی لحظه ی شادی که گذشت غصه هم میگذرد انچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه خود,جامه اندوه مپوشان هرگز پ.ن=امروز هم گذشت... پ.ن=بیشتر وقتا اونقد درگیر هستم که اصلا متوجه نیستم امروز ...
×ـ× - تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 10:29
خیلیی خستم.... سرم درد میکنه..... دلم میخواد همین الان بخوابم تا صبح.... ولی فردا 2 تا امتحان داریم.... دارم شیمی میخونم...بعدشم باید ریاضی بخونم....
خستم از این حاله خرااابم.....مثل همیشه بیی قرارم.....-ـ- - تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 10:28
میخواستم بنویسم...اما ذهنم خط خطی تر از چک نویسمه..... هیچ جمله سامان یافته ای پیدا نمیکنم برای نوشتن.... شبتون بخیررر.... امییدوارم فردا روز خوبی باشه....
همینجوری نوشت - تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 9:31
از یکشنبه هفته ی پیش تاحالا چسبیدی بهم..... وااای خداااا..... از دستت خسته شدم.... اگه انفولازا خوکی{حالا دارم مثال میزنم!}میگرفتم....تا حالا یا منو کشته بود یا من اونو کشته بودم.... اره دیگه....یه واقعیتیه....
استرس{الان نوشت و یهویی} - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 22:33
اصلنشم به من نیومده یه روز انرژی + داشته باشم؟؟؟؟؟..... چرااا گند میزنید به اعصاب من؟؟؟........چرااااا؟؟؟؟.......... وااااااااااااااااااااییییی خدااااا....
لیاقت ندارن... - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 13:10
ادامه ی مطلب رمز نداره دوستای گلم....

برچسب‌های مرتبط

این روزا هم میگذره | این روزا هم میگذره خدا ازت نگذره | اهنگ این روزا هم میگذره خدا ازت نگذره | قالب جدید | قالب جدید بلاگفا | قالب جدید رزبلاگ | قالب جدید وبلاگ | قالب جدید وردپرس | قالب جدید پاورپوینت | قالب جدید میهن بلاگ